منجی مهربان

 

آقا سلام! باز منم، خاک پایتان

دیوانه ای که قلبش لک زده برایتان!

در این کلاس سرد، حضور تو واجب است

این بار چندم است که استاد غایب است؟

نرگس شکفته است تو رت داد میزند

آقا بیا که فاصله فریاد میزند

این روزها نمی شود اندوهگین نبود

دلواپس نهایت تلخ زمین نبود

تب کرده مادرم ز غمت مدتی مدید

هذیان مادرم شده : " آقا خوش آمدید "

امشب دلم عجیب تو را درد می کشد

دستم مدام واژه ی " برگرد " می کشد

 

امضا: دو چشم خیس و دلی در هوایتان

دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان  . .  .

 



...

طبقه بندی: دلنوشته
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و چهارم بهمن 1393 توسط امیدوار ... | 11 نظر

من و شور و نوا  شب‌های جمعه

و قلبی  مبتلا   شب‌های جمعه

قيامت مي شود  در صحن قلبم

به یاد    کربلا    شب‌های جمعه

 

 

مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا

گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا

 

 

از فراق کربلا پیوسته دارم زمزمه

ترسم این هجران دهد آخر به عمرم خاتمه

 

 

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

 

 

 

 



...

طبقه بندی: دلنوشته
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه بیست و سوم بهمن 1393 توسط امیدوار ... | 4 نظر

 

حاجت ما که بجز کرب و بلا نیست ولی

قسمت این است فقط زائر مشهد بشود