منجی مهربان



...

طبقه بندی: دلنوشته
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه بیست و هفتم فروردین 1394 توسط امیدوار ... | 12 نظر

این جا مکه مکرمه است..  و امروز جمعه.. 20  جمادی الثانی.. از سال هشتم قبل از هجرت

شب در سحرگاهان پنهان شد.. و فجر صادق به سوی کرانه روزی زیبا روانه گشت.

خانه نبوت در این روز فرخنده که روز آدینه و عید است و روز شادی منتظرمهمان است..

آن هم چه مهمانی! محمد و خدیجه هر دو، لحظه شماری می کنند که باردرخت نبوت را برگیرند.

 

ناگهان گل های وجود شکوفا شده به عطر افشانی می پردازند ...

 

 

دریاست نبی و،گوهرش فاطمه است

 مولاست علی وهمسرش فاطمه است

 باآنکه حسین است پناه دوجهان

 اوخود، به پناه مادرش فاطمه است

 

 

چون او به جهان کم است و او این همه است

یک واژه ساده نیست یک عالمه است

هم دختر و هم همسر و هم مادر عشق

اینها همه هیچ فاطمه فاطمه است

 

 

 



...

طبقه بندی: مناسبت ها
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و یکم فروردین 1394 توسط امیدوار ... | 13 نظر

 

 

عزابگیر بقیع روضه خوان تو رفته

زبان بگیر به شیون زبان تورفته

صدای وای حسینش به گوش می آید

اگرچه صاحب آه و فغان تو رفته

 

 

اگر عباس ماه هاشمین است

هنر جوی امیرالمومنین است

اگر اسطوره ی فخر و ادب شد

چو مامش حضرت ام البنین است

 

 

پروانه ایم و بر اهل بیت سوخته ایم

این چشمه اشک به مشک خود دوخته ایم

گر خادم سادات علی هستیم ما

از ام البنین این روش آموخته ایم

8-> اللهم الرزقنا بقیع 8->

 

 

 



...

طبقه بندی: مناسبت ها
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه سیزدهم فروردین 1394 توسط امیدوار ... | 11 نظر

 

 

 

 

مامور قبض روح خدا دور ما نگرد

ما کربلا ندیده به تو جان نمیدهیم

 

 

مرا دریاب یا حسین "ع"



...

طبقه بندی: دلنوشته
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه سیزدهم فروردین 1394 توسط امیدوار ... | 2 نظر

 

یه سوال دارم:-/

مخاطب من حضرت ارباب سید الشهدا "ع" هستن:-O:x!!!

 

با کمال ادب و احترام :x     سر به زیر  :>   با دستانی پر از خالی:(

 

میپرسم

 

:xآقای خوبم . . امام مهربانم:x

 

 چرا منو قبول نمی کنید؟؟!!!

 

چرا من نمی طلبید؟؟!!!

 

چرااا ؟؟؟؟؟   چرااا ؟؟؟؟؟

 

یعنی من نمیخام بیام؟!!!!!!!!!!!!

 

:((بی لیاقتی تا چه حد:((